با سلام خدمت سردبیر محترم و تیزبین جریده وزین و پرمحتوا و راستگو و غیردرپیتی استان کرمان و متخلّق به اخلاق حسنه
یادداشت سرشار از مهر و عطوفت حضرتعالی درباره این سایت سراپا تقصیر و سرشار از عیوب ملقّبه و غیرملقّبه واصل گردید. ابتدا ترجیح دادیم جواب شما را ندهیم، اما برخی دوستان گفتند اگر جواب شما را ندهیم، ممکن است دچار افسردگی شوید و احساس کنید نشریه شما را کسی نمی خواند! برخی دوستان دیگر تحریریه این سایت درپیتی نیز توصیه کردند جواب شما را ندهیم چون ممکن است پ...[ بنا به صلاحدید سردبیر حذف شد] .
لاجرم ما به دست به کار شدیم و گفتیم با شما گپی بزنیم. ابتدا که مطلب شما را خواندیم متوجه نشدیم که شما برای ما طنز نوشته اید یا جدی ، سرمقاله، گزارش، مقاله و... نوشتهاید یا یادداشت. ما که نفهمیدیم شما چه نوشتهاید، امیدواریم خودتان متوجه شده باشید.
در يادداشت پرمهر و عطوفت خود نوشته اید:
حکایت از این قرار است که خبری پخش شد که استاندار کرمان تغییر یافته یعنی دکتر دهمرده می رود و مهندس نجار می آید. بلافاصله بازی شروع شد: چرا می رود؟ چکار کرده؟ به خاطر چی ؟ همین خوب بود...
وقتی دو سه هفته ای جابجائی به تاخیر افتاد؛ دوباره حرفها عوض شد؛ پشیمان شده، رفتن شایعه بوده، مقامات آن استان نمی گذارند استاندارشان بیاید و ... تا اینکه جابجائی انجام گرفت و مهندس نجار آمد. این بار بازی با سریال و تیترهای جدید شروع شد: ایشان حواسش باشد. از جریان قبلی ها درس بگیرد. یک طرفه نرود. نگاهش فراجناحی باشد و خلاصه انواع و اقسام تیترها و نوشتارها.
معمول است هرمقامی که می آید خصوصا مقام ارشد استان، سازمان ها، نهادها، ارگان ها، ومدیران آن به دیدار وی می روند و گزارشی هم می دهند. یکی از این دیدارها مربوط به مدیرکل فرهنگ وارشاد کرمان و جنوب و جمعی از معاونین ایشان و چندتائی هم اصحاب رسانه بود که مدت زمان تعیین شده از طرف استاندار افزایش یافت و در ادامه نظراتی از سوی چند تن از حاضرین خصوصا مطبوعاتی ها انجام گرفت و ایشان هم پاسخ داد.
حالا به قولی گل بیار و اشترو درست کن. دوباره حرف و حدیث ها شروع شد؛ مصاحبه مطبوعاتی استاندار استاندار با نشریات خاص. استاندار حواسش را جمع کند از روزنامه های منتقد هم دعوت نماید. چرا نشست مطبوعاتی با چند نفر انجام گرفته و دیگران نبوده اند...خلاصه کلام از هیچ مصاحبه ای ساختند و بازی به راه انداختند. در حالی نه به داره نه به باره، تنها دیدار بود و آشنایی و اصلا نشست خبری در کار نبود که بعضی ها دستپاچه شدند و فکر کردند خبری شده.
نه عزیز! شما اگر واقعا راست می گوئید یک هفته مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی در کرمان بودند، حداقل یک چند خطی برای بهره وری مردم می نوشتید. کور و کر شدید. البته خودتان را به کوری و کری زدید. شما دروغ می گوئید، نه نظام را قبول دارید، نه دولت را قبول دارید و نه حامیان نظام و ولایت را قبول دارید. فقط و فقط جیره خواری کردهاید و دنبال این هستید بازی راه بیندازید و از این راه به نوایی برسید وسیاه نمائی کنید و به اصطلاح خودمان حالی ببرید.
برادر من! خدا را در نظر بگیر. وجدان خود را هرچند ضعیف شده در مقابل به قضاوت بنشان. ببین خوب عمل می کنی، اگرنتیجه مثبت گرفتی به ما هم خبری بده.
مرحوم شاعر می فرماید:
زهر از قبل تو نوشداروست فحش از دهن تو طيبات است
تعمدا نوشتم مرحوم شاعر چون بدانید خاقانی چند صد سال پیش از دار دنیا رفته است و هیچ ارتباطی هم با فتنه اخیر نداشته است!
اکنون یکان یکان می رویم جلو تا ببینیم در این جدال قلمی هر کسی چه می گوید؟
یکم: درباره این بخش که مرقوم داشته اید: " حکایت از این قرار است که خبری پخش شد که استاندار کرمان تغییر یافته یعنی دکتر دهمرده می رود و مهندس نجار می آید. بلافاصله بازی شروع شد: چرا می رود؟ چکار کرده؟ به خاطر چی ؟ همین خوب بود..." لازم به ذکر است یکی از وظایف هر رسانه ای تحلیل اخبار است. به نظر شما گفتارنو کار بدی کرده است درباره رفت و آمد استانداران تحلیلی ارائه کرده است که مبتنی بر اخبار رسمی است؟ به نظر شما آیا رسانه حق ندارد نظرش را ارئه دهد ؟ اصلا به نظر شما وظیفه رسانه چیست؟ اگر تحلیل اخبار وظیفه ما نیست از قول ما به روابط عمومی ادارات بفرمائید اخبار خود را برای ما هم نمابر کنند، تا ما هم بشویم مثل شما...
دوم: در یادداشت مورد اشاره مرقوم شده است: " وقتی دو سه هفته ای جابجائی به تاخیر افتاد؛ دوباره حرفها عوض شد؛ پشیمان شده، رفتن شایعه بوده، مقامات آن استان نمی گذارند استاندارشان بیاید و ... تا اینکه جابجائی انجام گرفت و مهندس نجار آمد. ..." در این مورد اشتباه گرفتهاید این خبرها که کد آنها را ذکر کردهاید، ابتدا در همان سایتی منتشر شده که اتفاقا حامی دولت است و شما در صفحه اول این شمارهتان یک خبر مفصل از آن نقل کرده اید. فکر کنم شما عادت کردهاید گناه دیگران را هم به پای رقبایتان بنویسید. این عادت خیلی بدی است و ترک عادت هم موجب بیماری! ولی توصیه اکید دارم این عادت ناپسند را ترک کنید.
سوم: نوشته اید: "معمول است هرمقامی که میآید خصوصا مقام ارشد استان، سازمان ها، نهادها، ارگان ها، و مدیران آن به دیدار وی می روند و گزارشی هم می دهند. یکی از این دیدارها مربوط به مدیرکل فرهنگ وارشاد کرمان و جنوب و جمعی از معاونین ایشان و چندتائی هم اصحاب رسانه بود ... دوباره حرف و حدیث ها شروع شد؛ مصاحبه مطبوعاتی استاندار استاندار با نشریات خاص. استاندار حواسش را جمع کند از روزنامه های منتقد هم دعوت نماید. چرا نشست مطبوعاتی با چند نفر انجام گرفته و دیگران نبوده اند...خلاصه کلام از هیچ مصاحبه ای ساختند و بازی به راه انداختند. در حالی نه به داره نه به باره، تنها دیدار بود و آشنایی و اصلا نشست خبری در کار نبود که بعضی ها دستپاچه شدند و فکر کردند خبری شده." خوب رسیدیم سر اصل موضوع!
اول سعی کنید به این تلفن هایی که میشود و تاکید می کند: نمیخوای موتور گفتارنو رو بیاری پائین اکتفا نکنید!
سعی کنید یک بار خبر را از سر تا ته بخوانید، بعد برای آن رُمّان بنویسید. خدا امواتتان را غریق دریای رحمت کند ما کجا نوشتیم مصاحبه مطبوعاتی. لینکش را می گذاریم اینجا تا یک دفعه دیگر دوبار بخوانید. لید خبر هم این بود: " اولین نشست استاندار با اصحاب فرهنگ و رسانه بدون حضور اکثر رسانههای استان کرمان برگزار شد.به گزارش گفتارنو بر اساس آنچه سایت اداره کل ارشاد استان کرمان گزارش داده، در این نشست مدیرکل ارشاد گزارشی از وضعیت فرهنگی استان کرمان ارائه داده است."
اگر شما جائی دید که ما نوشتیم مصاحبه ما یک جایزه به شما می دهیم! انتقاد ما این بود چرا باید در نشستی فقط تعدادی از رسانه های خاص شرکت کنند همین. ما هیچ کجا اسمی از مصاحبه نبردیم که شما سعی میکنید با سفسطه بازی مسیر اصلی را منحرف کنید.
ثانیا اگر ما خیلی محترمانه به استاندار بنویسیم : " بهر تقدیر لازم است جناب آقای نجّار به این موضوع رسیدگی نمایند و اجازه ندهند برخی با تنگ نظری وجهه ایشان را در ابتدای تصدی پست استانداری خدشه دار کنند." شما چرا عصبانی می شوید؟ مگر در این موضوع شما جایگاهی از اعراب دارید؟
چهارم: نوشته اید: "نه عزیز! شما اگر واقعا راست می گوئید یک هفته مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیتالله العظمی نوری همدانی در کرمان بودند، حداقل یک چند خطی برای بهره وری مردم می نوشتید. کور و کر شدید. البته خودتان را به کوری و کری زدید. شما دروغ می گوئید، نه نظام را قبول دارید، نه دولت را قبول دارید و نه حامیان نظام و ولایت را قبول دارید. فقط و فقط جیره خواری کردهاید و دنبال این هستید بازی راه بیندازید و از این راه به نوایی برسید و سیاه نمائی کنید و به اصطلاح خودمان حالی ببرید.
برادر من! خدا را در نظر بگیر. وجدان خود را هرچند ضعیف شده در مقابل به قضاوت بنشان. ببین خوب عمل می کنی، اگرنتیجه مثبت گرفتی به ما هم خبری بده."
خدمت سردبیر محترم این جریده وزین عارضیم که:
ما درباره شما دچار یکی اشتباهی شدیم. به همین دلیل نیز از شما پوزش میطلبیم.
ما تا حالا فکر می کردیم شما تنها یک هفته نامه هستید. اما امروز به اشتباه خود پی بردیم. شما همه چیز هستید غیر از هفته نامه. مثلا چه هستید؟
1- دستگاه راست سنج؛ بواسطه اینکه تشخیص داده اید ما راست نمیگوئیم.
2- دستگاه دروغ سنج؛ بواسطه اینکه تشخیص دادهاید نه تنها راست نمی گویئم، بلکه دروغ هم می گوئیم.
3- دستگاه تشخیص کوری و کری؛ به دلیل اینکه متوجه کوری و کری ما شدهاید.
4- دستگاه سنجش میزان قبول داشتن نظام، دولت و غیره...
5- دستگاه تشخیص ضعف وجدان
6- دستگاه جیرهخواریاب.
ضمن عرض تبریک به مناسبت کم کردن روی پدربزرگ گرانمایه حضرت کیهان، باطلاع میرساند در این چند فقره راه را اشتباهی رفته اید چرا که دستگاههای شما دچار اشکالات جدی شده اند. نه امروز مدت زیادی است که ایراد پیدا کردهاند. سوخت دستگاههای شما بی تقوائی است در حالی که مدعی تقوا هستید. پیچ و مهره های دستگاههای شما دروغ است که مانند یک زنجیره در هم گره خوردهاند.
فکر میکنید چهکاره هستید که چنین قضاوت میکنید. جای قاضی مینشینید و حکم صادر میکنید. چه کسی به شما اجازه داده که چنین گستاخانه همه را مورد تهمت و افترا قرار دهید. کدام جیره خواری؟ خوب بود صدای پیمانکار سایت را ضبط کرده بودیم و برای شما میآوردیم تا میفهمیدید آن بنده خدا چگونه در شب عید با لحنی سرشار از احترام مطالبه بدهی خود را میکرد و ما در حالی که شرمنده بودیم وعده فردا میدادیم. عادت کردهاید به دروغ گفتن. مرحوم گوبلز باید بیاید نزد شما چند واحد دروغ شناسی و دروغ پردازی پاس کند. خود را حق مطلق می پندارید و دیگران را باطل. همین است که شما را به راهی میبرد که معلوم نیست انتهایش چه باشد.
مزید استحضار حضرتعالی باید عرض شود که به اندازه وسعمان خبر حضور آیت الله نوری همدانی در استان را پوشش دادیم. ولی شما آن را ندیدید. البته مصلحت به ندیدن بود. حال مشخص شد چه کسی خود را به کوری می زند؟ از سوئی ما نفهمیدیم به کدامین ساز شما باید در این عرصه پر آشوب رقصید! اگر ما رسانه درپیتی هستیم؛ چگونه از ما میخواهید برای بهرهوری مردم اخبار سفر آیت الله العظمی نوری را پوشش دهیم. اینجاست که دم خروس میزند بیرون. یا ما دریپیتی هسیتم یا نیستیم. اگر در پیتی هستیم که مردم نمی توانند از ما بهره مند شوند. اگر هم نیستیم پس چرا صفتی که نشریه شما و نشریات دوستانتان لایق آن هستند را به ما نسبت میدهید؟ مزید اطلاع جنابعالی باید عرض کرد واژه درپیتی به این دلیل مرسوم بوده است که برخی نشریات بیهوده را مچاله میکردند و میزدنند سر گالنهای نفتی! هرچقدر فکر کردیم نتوانستیم بفهمیم سایت را چگونه میزنند در پیت! مگر اینکه از نبوغ سرشار شما استفاده کنیم!
دوست گرانمایه! کور وکر کسانیاند که مدعی حمایت از روحانیت هستند، اما اگر روحانیای برخلاف نظرات آنها سخنی گفت، حتی کلمه شیخ را هم در برابر نام قرار نمی دهند، به دفترش یورش میبرند، به قرآن بی حرمتی و تمثال امام(س) را لگد مال میکنند. همه اینها به اسم اسلام است و شما در نشریهتان از آن تبری نمیجوئید. چون سید حسن وقتی خوب است که حامی افکار و اغراض شما باشد. صانعی زمانی آیتالله است که نظراتشان به شما نزدیک باشد. ما اما مانند شما نیستیم. ما به نهاد مرجعیت احترام میگذاریم. ما در خبرهامان از مراجع با احترام یاد میکنیم اما شما با توهین و اهانت.
برادر بزگوار! ما را به دروغگوئی متهم میکنید در حالی که دو وجب بالاتر از وجیزه ای که برای ما نگاشتهاید دروغ خندهداری گفتهاید. آوردهاید مرعشی در نشستی با حضور خاتمی و... شرکت کرد. این دروغ را جوانآنلاین گفته و شما هم آن را تکرار کردهاید. اگر باور ندارید که مرعشی در زندان است، میتوانید از قوه قضائیه استعلام کنید.
فعلا همین سند دم دستی را از دروغ گوئی شما رو کردیم تا ما بقی آن را در روز حشر شاهد باشید. قطعا خبر دارید که آن روز را یوم تبلی السرائر، ( آن روز كه رازها [همه] فاش شود سوره طارق آیه ۹ ) نامیدهاند. در آن روز قیافه شما دیدنی است. البته خدا به همه ما رحم کند و ما را عاقبت به خیر فرماید، اما خیلی دوست دارم بدانم درباره یک انبان دروغی که در رسانه خود تحویل دادهاید چه جوابی دارید که به قاضی القضات روز جزا ارائه دهید. سعی کنید کمی در رفتارتان تجدید نظر کنید. ممکن است در این دنیا برای خودتان تفسیرهائی بچنید اما گمان نمیبرم خدا آنها را از شما بپذیرد. اینها را یک آدمی به شما میگوید که شما او را "جیرهخوار" ، "دروغ گو" و... دانستهاید. در حالی که شما ادعای بزرگی دارید.
بهر حال ما هم وظیفه داشتیم شما را امر به معروف کنیم. |